X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : پنج‌شنبه 13 تیر‌ماه سال 1392 در ساعت 11:39 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : kavirbienteha
عنوان :

داستان کوتاهی از حضرت عیسی

داستان صحبت های حضرت عیسی با یکی از مردگان

 

این یک داستان از حضرت عیسی با یکی از مردگان است

 

 آمده است : عیسی‌ بن مریم(ع) با جمعی از یاران خود از قریه‌ ای گذر می‌کردند که در آنجا عده‌ای دسته‌ جمعی در راه‌ها و خانه‌های خود مرده بودند.

 

حضرت به یاران خود فرمود: این‌ها با عذاب الهی اینگونه مرده‌اند وگرنه باید دفن می‌شدند.

 

یکی از اصحاب عرض کرد: دوست داریم ماجرای آنها را بدانیم.

 

مسیح(ع) خطاب به مردگان فرمود: ای اهل قریه!

 

یکی از آنان جواب داد: لیبک یا روح الله

 

فرمود: قصه‌ شما چه بوده است که اینگونه مرده‌اید؟

 

جواب داد: ما صبح در سلامت بودیم و شب خود را در هاویه دیدیم.

 

حضرت سوال کرد: هاویه چیست؟

 

عرض کرد: دریاهایی از جهنم که در آن کوه‌هایی از آتش وجود دارد.

 

حضرت پرسید: چه شد که اینگونه عذاب شدید؟

 

عرض کرد: محبت به دنیا داشتیم و طاغوت را می‌پرستیدیم.

 

فرمود: در چه حدی به دنیا محبت داشتید؟

 

عرض کرد: به همان اندازه که کودک مادرش را دوست دارد

 

وقتی مادر را می‌بیند شادمان می‌شود و وقتی مادر از نزد او می‌رود اندوهگین می‌گردد

 

سوال فرمود: عبادت شما برای طاغوت در چه حدی بود؟

 

عرض کرد:‌ هر دستوری می‌دادند اطاعت می‌کردیم

 

فرمود: چرا فقط تو از بین همه آنها به من جواب دادی؟

 

پاسخ داد: زیر آنها به لجام‌هایی از آتش بسته شده‌اند و ملائکه غلاظ و شداد بر آنها گمارده شده‌اند. اما من در بین آنها بودم ولی همه رفتارهای آنان را انجام نمی‌دادم. زمانی که عذاب فرا رسید مرا هم در بر گرفت و در حال حاضر کنار جهنم معلق هستم و همواره می‌ترسم که در آن بیفتم.

 

سپس مسیح (ع) فرمود: پس خواب در جای نامناسب و خوردن نان جو که با سلامت دین همراه باشید بیشترین خوبی است1".

 

امیرالمومنین(ع) نیز در این باره می‌فرمایند: "از دنیا(محبت دنیا) بپرهیز که هم دشمن دوستان خدا و هم دشمن دشمنان خداست؛ زیرا دوستان خدا را غمناک می‌کند و دشمنان او را فریب می‌دهد. دنیا سرایی است بس فریبنده و مکار، هر روز همسری برمی‌گزیند و هر شبی خانواده‌ای را به قتل می‌رساند. او هر ساعت و لحظه‌ای جمعی را از هم متفرق می‌کند2".

 

1- معانی الاخبار، ص341 و قصه‌های معنوی، ص109

 

2- نهج السعاده، ج3، ص174و202، دو روایت

 

 

3- در محضر امیرمومنان(ع) ص 435، ج5

نظرات (1)
زمان ثبت : پنج‌شنبه 13 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 11:48 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : Navid
امتیاز : 0 0
چند پاراگراف بیشتر نیست، حوصله داشتی بخون.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :